XML English Abstract Print


دکتری روانشناسی ، هیات علمی دانشگاه پیام نور تهران، ایران
چکیده:   (783 مشاهده)
چکیده
مقدمه: خستگی احساس ناخوشایند ذهنی است که فرد در آن وضعیت احساس تحلیل قوا  در ابعاد جسمانی، شناختی و روانی می کند. ﻧﻈﺮﻳﻪ سیستم های مغزی رفتاری گری یکی از مدل های مهم در تبیین مکانیزم های زیربنایی اختلال خستگی مزمن بوده است. ﻫﺪف از ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ، تعیین رابطه  ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻫﺎی ﻣﻐﺰی رﻓﺘﺎری با سندرم خستگی مزمن بین کارمندان فنی و حرفه ای شهرستان ایلام ﺑﻮد. 
مواد و روش ها : پژوهش ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻫﺪﻑ ﺍﺯ ﻧﻮﻉ ﻛﺎﺭﺑﺮﺩﻯ ﻭ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻧﺤﻮﻩ ﮔﺮﺩﺁﻭﺭﻯ ﺩﺍﺩﻩ ﻫﺎ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺗﻮﺻﻴﻔﻰ ﺍﺯ ﻧﻮﻉ  ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻰ ﺍﺳﺖ. ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭘﮋﻭﻫﺶ ﺷﺎﻣﻞ ﻛﻠﻴﻪ کارمندان فنی و حرفه ای شهر ایلام در سال 98 می باشد. از جامعه مذکور تعداد 120 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ﺳﭙﺲ ﭘﺮﺳشنامه خستگی مزمن و پرسشنامه سیستم های مغزی رفتاری بر روی آنها اجرا شد. ﺑﺮﺍﻱ ﺗﺠﺰﻳﻪ ﻭ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻓﺮﺿﻴﻪ ﻫﺎﻯ ﭘﮋﻭﻫﺶ ﺍﺯ ﺭﻭﺵ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻰ ﭘﻴﺮﺳﻮﻥ ﻭ ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ ﻫمزمان ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷﺪ.
نتایج: طبق نتایج پژوهش بین سایق و خستگی مزمن رابطه مثبت و معنادار وجود دارد(447/0, r=000/0=(P . بین جستجوی سرگرمی و خستگی مزمن رابطه  منفی و معنادار  وجود دارد(321/0, r=-000/0=P). بین پاسخدهی به پاداش و خستگی مزمن رابطه  مثبت و معنادار وجود دارد(264/0=, r004/0=P) . بین بازداری رفتاری با سائق رابطه مثبت و معنادار وجود دارد(244/0=, r007/0=P). بین سائق و پاسخدهی رابطه مثبت و معنا دار وجود دارد (354/0=, r007/0=P). مقیاس های سائق، جستجوی سرگرمی، پاسخدهی  به پاداش و بازداری رفتار 5/13 درصد از واریانس خستگی مزمن را پیش بینی می کنند.
 نتیجه گیری: بنابراین این نتیجه حاصل می شود که ارتباط معناداری بین سیستم های مغزی رفتاری با خستگی مزمن وجود دارد. لذا توجه به سیستم های مغزی رفتاری به عنوان عامل موثر در خستگی مزمن مهم و ضروری است.
     
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: روانشناسی بالینی
دریافت: 1399/11/16 | پذیرش: 1400/6/9

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.